عطا ملك جوينى
213
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
آن در ازل آزال مقدّر كردست و « 1 » تا بدان سبب « 2 » نرسد با كثرت قوّت و آلت و عدّت البتّه ميسّر نگردد و دليل بر آن آنست كه فتح اين قلاع و استيصال اين بقاع بظهور دولت پادشاه جهان منكوقاآن منوط بود و بقوّت و شوكت و حركت برادر او پادشاه گيتى هولاكو مضبوط كه بحقيقت تمامت اماكن و رباع ايشان را اصلا و رأسا « 3 » در هفتهء زير و بالا « 4 » كرد و حكم جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها گرفت چنانك شرح آن بر عقب مىآيد « 5 » مخاصمت برادرزادهء سلطان سنجر بتدارك كار ملاحده نمىرسيد « 6 » ديگر « 7 » باره قوّت يافتند ، و سلطان سنجر را چون ملك قرار گرفت بتدارك كار آن جماعت ابتدا لشكر بقهستان فرستاد و سالها مخاصمت تمام بود و حسن صبّاح در تحرّى « 8 » مصالحت رسولان مىفرستاد و قبول نمىافتاد ، حسن صبّاح جماعتى « 9 » از خواصّ « 10 » سلطان را بانواع مصايد بفريفت
--> ( 1 ) كذا فى آ ب ز ح س ، باقى نسخ واو را ندارند ، ( 2 ) كذا فى عشر نسخ ، ح : سيب ؟ ؟ ؟ ، ب : سبب ؟ ؟ ؟ ، س افزوده : و وقت ؟ ؟ ؟ ، - « سبب » در اينجا مثل اينست كه در معنى غايت و نهايت و حدّ يا موقع و وقت و اجل و نحو ذلك استعمال شده است ، ( 3 ) « و رأسا » فقط در ح ، ( 4 ) ب ج : زير بالا ، س : زيروزبر ، ( 5 ) س افزوده : چون ، ب بخطّ جديد افزوده : و چون به جهت ، - رجوع بص 212 ح 7 ، ( 6 ) كذا فى عشر نسخ ، د ط اصل جمله را ندارند ، ، - از سياق عبارت چنان بر ميآيد كه « نمىرسيد » در اينجا گويا بمعنى « فرصت نميداد » و « مجال نميداد » و « موقع نميداد » و نحو ذلك استعمال شده است ، و مقصود از مخاصمت برادرزادهء سلطان سنجر مخالفتها و منازعتهائى است كه سلطان محمود بن محمّد بن ملكشاه بعد از وفات پدر با عمّ خود سلطان سنجر اظهار نمود چنان كه در كتب تواريخ مفصّلا مذكور است ، ( 7 ) ى : و ديگر ، ( 8 ) كذا فى ى ك م س ، اغلب نسخ بدون نقطه ، - « و التّحرّى القصد و الاجتهاد فى الطّلب و قوله تعالى فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً اى توخّوا و عمدوا ( لسان ) ، ( 9 ) ج ى ل م : زنى ، ( 10 ) م : خدمهء